چاپ این صفحه    

 

    پنج شنبه,23 خرداد,1387 - شماره : 2375
 
 
 FONT size=1> P align=justif   

 گروه فرهنگي: اولين نمايش گروه تئاتر آبي به سرپرستي وحيد لك در سال جديد با عنوان ‌‌"كاكتوس" روز سه شنبه با حضور هنرمنداني چون "حميد سمندريان" ، "منيِِژه محامدي" ، ‌‌"محمود صباحي" و "محمد دشتگلي" در باغ خانه هنرمندان ايران اجرا شد.‌نمايش "كاكتوس" به كارگرداني ژوبين غازياني و بازي نيما كرمي، رضاآحادي، علي پاكزاد، ‌بهاره خداورديان، مجيد حسن‌زاده، بهنوش ناصرپور، فريبا اميني، بهنود بهلولي، زهرا غلامي و ‌الهه افخمي، همچون ديگر آثار گروه تئاتر آبي كه بر مشكلات و معضلات اجتماعي مي‌پردازد، ‌به زندگي زوجي اشاره دارد كه به بن‌بست رسيده و در اين بين، مرد، پس از گذران 4 سال ‌زندگي مشترك، به دليل درگيري‌هاي مالي و ترس از پرداخت مهريه و نفقه‌ همسرش كه به اجرا ‌گذاشته شده، فراري و به ناگاه در برنامه‌اي تلويزيوني وارد مي‌شود كه براي بحث و بررسي ‌مساله طلاق از ديدگاه عموم از سوي كارشناسان شبكه خانواده شكل گرفته است.‌داستان اين نمايش از آنجا شروع مي‌شود كه گزارشگر شبكه خانواده با مطرح كردن عوامل ‌موثر در بروز مشكلات زناشويي و تعارضات خانوادگي در اجتماع و پيامدهاي منفي طلاق و به ‌اجرا گذاشتن مهريه، مراجعين به پارك اعم از پير و جوان، دانشجو، كارمند، مجرد و متاهل را ‌به كنش و واكنش تلويزيوني، بر سر مسئله ازدواج و طلاق وا مي‌دارد. در ميانه‌ داستان، روند ‌نمايش با ورود مرد جوان كه از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفته و به جمع مصاحبه شوندگان ‌پيوسته، تغيير مي‌كند. مرد جوان پاسخ سوال گزارشگر در خصوص علت ترك منزل و فرارش ‌از دست پليس را اينگونه توصيف مي كند كه پس از سالها زندگي و اخذ مدرك فوق ليسانس ‌رشته معماري، در حال حاضر مامور شهرداري منطقه در پارك است و همسرش به دلايل ‌مسائل مالي و مشكلات زناشويي مهريه‌اش را كه 1370 سكه است به اجرا گذاشته و او كه آه ‌در بساط ندارد و از عهده‌ پرداخت چنين هزينه سنگيني برنمي‌آيد از ترس رفتن به زندان فرار ‌كرده و حالا به اين سرنوشت دچار شده است. از اينجاست كه نمايش با مشاركت مردم و صحبت ‌هاي آنان در قالب پند و اندرز، ارائه پيشنهاد به پسر جوان براي حضور در نزد مشاور، مفهوم ‌اصلي خود را همانطور كه كارگردان در نظر دارد يعني درگير كردن مردم در اجراي نمايش و ‌خلق فضاي كاملا رئاليستي بازمي يابد و دقيقا همين جاذبه است كه نمايش در پس خشونت جاري ‌بر صحنه و ديگر اتفاقات حاشيه‌اي، موقعيتي را براي مخاطب مطرح مي‌كند كه از خود بپرسد ‌اگر در موقعيتي مشابه بازيگر نمايش قرار گيرد، به چه مي‌انديشد و چه راهكارهايي را اتخاذ ‌خواهد كرد. جدا از عامل مشاركت دادن مردم در روند نمايش كه به صورتي آگاهانه انجام گرفته ‌است، ورود اشتباهي ماموران شهرداري براي بازسازي فضاي سبز پارك و عبور دوندگان ‌براي رسيدن به خط پايان كه به نوعي سمبوليك پايان نمايش را اعلام مي‌كند، جاذبه‌هاي بصري ‌هستند كه كارگردان توانسته تجلي واقعي و اصيل تئاتر خياباني را به صورتي حساب شده و ‌آگاهانه با مشاركت مخاطب در اثر يا به تعبيري عميق‌تر درگيري وي با عناصر نمايش در قالب ‌كمپوزيسيوني پويا و جذاب به ظهور برساند.‌