چاپ این صفحه    

 

    سه شنبه,21 مهر,1388 - شماره : 2751
 
 
 هان اي دل عبرت‌بين!   

هان اي دل عبرت‌بين!

چند سال قبل تعدادي از سياستمداران ســرشــنـاس، در مـورد رونـد مذاكرات هـسته‌ايو برخي حواشي آن تذكراتي دادند. يكي از تذكر دهندگان، هاشمي رفسنجاني بود كه ضمن ابراز نگراني از مواجهه كشور با برخي خطرها، خواستار هـوشـمندي مسئولان دولت احمدي‌نژاد و مذاكره كنندگان هسته‌اي شد. اين هشدار رفسنجاني، بر محمود احمدي‌نژاد گـران آمـد و او در يـك سـخـنـرانـي عـمـومي، منتقدان و هشداردهندگان را <زبون>‌هايي ناميد كه بلند‌گوي دشمن هستند. احـمـدي نـژاد در سخنراني خود، اشاره‌اي به نام هاشمي رفسنجاني نداشت اما چون هيچ كس را از قضاوت خود مستثنا نكرد طبيعتاً توصيف عمومي او شامل حال رفسنجاني هم مي‌شد. در همان زمان، نگارنده در مقاله <از كنفرانس برلين تا پرونده هسته‌اي> اين عقيده عوام‌الناس را به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام يادآوري نمود كه <بخشي از قيامت در همين دنياست و انسان‌ها، ثمره افعال خود را در دنياي فاني نيز مشاهده مي‌نمايند.> اشاره آن مقاله به اظهارات غيرمنصفانه هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه نهم ارديبهشت 79 بود كه طي آن، همه مخالفان ِ<پخش يك فيلم گزينش شده از كنفرانس برلين> مورد هتاكي و تمسخر قرار گرفتند.

چند روز قبل از نهم ارديبهشت 79، صدا و سيما در اقدامي كاملا سياسي، مبادرت به پخش گزينشي بخش‌هايي از جلسه كنفرانس برلين نمود كه صحنه‌هايي بسيار مبتذل نيز در آن مشاهده مي‌شد. پس از پخش اين فيلم، تعدادي از چهره‌هاي سرشناس جناح اصلاح‌طلب، نامه‌اي نوشتند و اعتراض خود را به پخش صحنه‌هاي غيراخلاقي با هدفي غيراخلاقي‌تر‌ اعلام كردند. اين اعتراض به مذاق هاشمي رفسنجاني خوش نيامد زيرا پخش فيلم گزينشي برلين، چهره عده‌اي از مخالفان رفسنجاني را تخريب مي‌كرد و او هرگونه مخالفت با پخش فيلم را دشمني با خود مي‌دانست. بر همين اساس، او تريبوننماز جمعه را به سخناني خصمانه آلوده كرد و بدون آنكه هيچ‌يك از امـضـا‌كـنندگان نامه را مستثنا كند اظهار داشت: <حالا حرف‌هايي مي‌زنند (و مي‌گويند) چرا اين را نشان داديد كه خانم برهنه دارد آنجا مي‌رقصد؟ اينها حرف است. شما هر شب داريد از اين فيلم‌ها مي‌بينيد. كسي غصه اين چيزها را نمي‌خورد، لااقل شماها نمي‌خوريد.> با گذشت حدود سه سال از زمان درج آن مقاله، بار ديگر يادآوري قيامت دنيايي، اجتناب‌ناپذير شده است. اما اين بار نوبت كساني است كه تا چندي قبل،از مقامات عالي‌رتبه قضايي بودند. يك سايت خبري مدعي اصولگرايي، چند روز قبل خبري جعلي درخصوص بازداشت وابستگان به يك مقام پيشين قضايي را منتشر كرد.

البته اين نخستين بار نبود كه مقام عالي‌ر‌تبه مورد نظر اين يادداشت به خاطر عدم همراهي با بعضي زياده‌خواهي‌ها، مورد حمله قرار مي‌گرفت. يك روز عملكرد حوزه مسئوليت او را تمسخر كردند زيرا توقع زياده‌خواهان دولتي براي اعدام <منتقد هسته‌اي دولت> را برآورده نكرد و روز ديگر در تريبون عمومياز هـمراهي دستگاه‌هاي نظارتي و برخي محاكم با مفسدان اقتصادي سخن گفته شد زيرا برخلاف انتظارِ <تريبون داران تخريب‌گر>، قوه قضائيه حاضر نشد بر ادعاهاي مطرح شدهعليه بعضي مديران سابق اجرايي صحه بگذارد. برخورد مديريت ســابــق قــوه قــضـائـيـه بـا روند تخريب‌گري عليه گروهياز سياستمداران سرشناس، كار را به جايي رساند كه به بهانه تشريح روند تحقيق و تفحص، اتهاماتي ناروا عليه قوه قضائيه مطرح كردند. البته اين سخنان به معناي نفي وجود برخي بي‌عدالتي‌ها يا بعضي مفاسد در قوه قضائيه نيست. بحث بر سر آن است كه اتهام افكني‌ها دقيقا به خاطر اقداماتي در قوه قضائيه بود كه با موارد قانوني و اخلاقي مطابقت داشت.

توضيحات بالا تنها بخشي از انگيزه‌هاي سايت تخريب‌گر و حاميان پرنفوذ آن را به نمايش مي‌گذارد اما ترديدي نيست كه وضعيت فعلي همچنين مي‌تواند متاثر از همان واقعيتي باشد كه عوام‌الناس، آن را <قيامت دنيايي > مي‌نامند. البته آن مقام پيشين قضايي هيچ‌گاه خود را به اظهارنظرهايي مانند آنچه در تريبون نماز جمعه نهم ارديبهشت 79 مطرح شد، آلوده نساختاما او در مقاطعي در برابر اتهام‌افكني‌هاي ناجوانمردانه برخي سايت‌ها و تريبون‌ها عليه سالم‌ترين شخصيت‌هاي اصلاح‌طلب سكوت كرد و صداي آلوده‌اي كه امروز از بعضي سايت‌ها عليه خود او شنيده مي‌شود بازتاب همان ندايي است كه در ده سال گذشته بارها شنيده شد و مقامات وقت قضايي در برابر آن واكنش نشان ندادند.

نگارنده به صفت يك روزنامه‌نگار، گسترش آزادي براي سايت‌ها و روزنامه‌ها را بسيار مفيدتر از برخي محدودسازي‌هاي

رايج مي‌داند اما اين فايده زماني محقق مي‌شود كه <آزادي> به صورت گزينشي و متناسب با سوژه‌ها توزيع نگردد، اگر قرار است مديران يك روزنامه به خاطر اظهارنظر در مورد ماموران متخلف كهريزك بارها به مراجع نظارتي فراخوانده شوند پس بايد اتهام‌افكنان عليه مسئول عالي‌رتبه قضايي نيز از حصار آهنين بيرون كشيده شوند و پاسخگوي اتهام افكني‌هاي متعدد خود – عليه اصلاح طلبان و غيراصلاح‌طلبان – باشند. اگر عدم برخورد با اينگونه شايعه پراكني‌ها با هدف پاسداري از آزادي خبررساني و در راستاي توصيه رهبر فقيد انقلاب باشد كه <اشكال بلكه تخطئه موجب پيشرفت است> بايد آن را ارج نهاد و اين فرصت را به اصلاح طلبان نيز اعطا نمود. اما تا روزي كه رسانه‌ها و شـخـصـيـت‌هـاي اصـلاح طلب به خاطر <طرح موضوع> در خصوص بعضي ناهنجاري‌ها – واقعي يا احتمالي –مورد سوال واقع مي‌شوند شايد منصفانه نباشد كه بعضي سايت‌هاي مدعي اصولگرايي، آزادانه عليه ديگران دروغ پردازي كنند و كسي هم با آنها كاري نداشته باشد. البته اگر مدعيان اصولگرايي <دل و چشم عبرت بين> داشته باشند بايد بدانند كه دير يا زود فرياد خود آنها نيز بلند خواهد شد اما معلوم نيست آن روز كسي براي آنها دل بسوزاند. ‌

 
نظر شما دوستان
 :گرمسلمانی ازایندست که حافظ دارد وای اگر از پس امروز بود فردایی

 رهگذر:آن قدر گرم است بازار مكافات عمل دیده گر بینا بود هر روز روز محشر است

نظر شما در مورد سرمقاله

نام
نظر: