پايان خدمت معاونت صدا در رسانه ملي، روندي كه با بركناري مدير موفق راديو جوان آغاز و با برخورد نسبت به مديران راديو گفتگو ادامه پيدا كرده بود را تكميل نمود تا مشخص گردد باز شدن فضاي انتقادي نسبت به دولت نهم - حتي در گامهاي اوليه آن- بدون هزينه نخواهد بود. البته براي كساني كه آيندهنگري دارند مخفي نيست كه كمتحملي در برابر انتقادات ملايم خوديها، به نفع هيچكس نخواهد بود؛ همانطور كه حمايت افراطي رسانه ملي نسبت به رئيس دولت سازندگي، در نهايت سودي براي آن دولت و ملت نداشت. امروز قطعا حسن خجسته رئيس راديو، از اينكه بار بزرگي از دوش او برداشته شده احساس راحتي ميكند، ضمن اينكه عملكرد او در راهاندازي شبكههاي موفقي همچون راديو جوان و راديو گفتگو نيز در اذهان باقي خواهد ماند.
از سوي ديگر، مسئولان عاليرتبه صدا و سيما كه با پذيرش استعفا يا بركناري مديران موفق راديو، بخشي از موفقيت خود در تغيير نسبي فضاي رسانه ملي را از دست دادهاند هم اكنون در برابر يك دو راهي قرار دارند. يك راه، تقويت روند حاكم بر بعضي شبكههاي راديويي و تلاش براي رساندن صداو سيما به جايگاه يك رسانه بي طرف است- كه هم اكنون فاصله زيادي با آن دارد- و راه دومي كه در پيشروي مسئولان صدا و سيما قرار دارد، تكميل روندي ميباشدكه با تغيير مديران شبكههاي موفق راديويي و نهايتا جابهجايي معاونت صدا آغاز شده است. متاسفانه به نظر ميرسد جناح طرفدار راه دوم، درحال تحميل ديدگاههاي خود به مديريت صدا و سيماست كه البته اين وضعيت، با شدت و ضعف در شبكههاي مختلـف راديو و تلويزيوني و به صورت خاص در بعضي برنامههاي رسانه ملي قابل مشاهده است.
در يكـي دو سال اخير، نمايش علاقه اين رسانه به دولت نهم و رئيس آن، به گونهاي بوده است كه گاه بر انعكاس اظهارات مقامهاي عاليرتبه قواي ديگر نيز سايه انداخته است. همچنين، بسياري از مشكلات - كه آحاد مردم با گوشت و پوست خود احساس ميكنند- در رسانه ملي انعكاس شايسته نمييابد مبادا »طبع لطيف و نازك« مسئولان دولتي مكدر گردد. اما ظاهرا اين حد از برخورد هم رضايت بعضي از افراد را فراهم ننموده است و ماموريت جديد در بخشهايي از اين رسانه بزرگ، پروندهسازي عليه روزنامههاي منتقد دولت به منظور بهرهبرداري در روز مباداست.
آنچه در برنامه 20:30 پنجشنبه شب به نمايش درآمد تنها از همين زاويه قابل تحليل است. سناريونويسان پرمدعاي اين برنامه كه ظاهرا از موفقيت سناريوهاي سابق نااميد شدهاند به فكر تعريف مسئوليت و جايگاه جديدي براي خود افتادهاند و با تكيه زدن بياجازه بر جايگاه مدعيالعموم، به محاكمه روزنامههايي ميپردازند كه تمام بيمهريها و برخوردهاي تبعيضا~ميز و همچنين آرزوي بعضي حاميان دولت براي زمين خوردن آن روزنامهها، هنوز نتوانسته مانع فعاليت آنها شود. در برنامه 20:30 پنجشنبه شب، دو روزنامه اصلي منتقد دولت، هدف سناريوي جديد واقع شدند و با مقدمه چيني نه چندان ماهرانه، اين دو روزنامه - اعتماد ملي و آفتاب يزد- به كمكاري در موضوع غزه متهم شدند. براي خالي نبودن عريضه، نام روزنامه دولتي هم در كنار اين دو روزنامه منتقد قرار گرفت اما در همين مورد نيز تفاوت رفتارها و ادعاها آشكار بود. بهترين دليل بر اين مدعا، نامه مدير مسئول همان روزنامه به ضرغامي است كه در بخشي از آن آمده است:»همكاران جنابعالي ابراز داشتهاند به دليل آنكه صدا و سيما دو روزنامه اصلاح طلب را نقد كرد، مجبور بود يك روزنامه اصولگرا را هم در گزارش بياورد«!
البته
براي نگارنده مشخص نيست كه كدام رسالت الهي يا وظيفه قانوني، برعهده بعضي افراد در صدا و سيما قـرار گرفته است تا چرتكه به دست گيرند و براساس استانداردهاي خود، ميزان انجام وظيفه انساني روزنامهها در موضوع غزه را محاسبه كنند؟ »آفتاب يزد« نه نيازي ميبيند كه با يادآوري مجدد آنچه كه در سه هفته گذشته درخصوص غزه انجام داده است در برابر سناريونويسي بعضي »سناريونويسان ناشي« بايستد و نه حاضر است با در پيش گرفتن رفتارهاي تظاهرآميز، انجام وظيفه انساني، اخلاقي و ديني خود را كمارزش كند. اما دست اندركاران آفتاب يزد به عنوان تعدادي از آحاد ملت كه هزينههاي صدا و سيما از محل اموال آنان تامين ميشود حق دارند نسبت به انعكاس مسائل غيرواقعي در رسانهاي نگران باشند كه قرار است اعتماد عمومي را با خود همراه نمايد؛ فرقي هم نميكند كه اين مسئله غيرواقعي، مخفي نگهداشتن ضعفهاي دولت باشد يا اتهامافكني عليه منتقدان دولت!
مخفـي
نگـهداشتن ضعفهاي دولت يا نپرداختن منـاسب به مشكلات روزمره مردم توسط رسانه ملي، موضوعي است كه بسياري از سياستمداران در ماههاي اخير بارها به آن اشاره كردهاند. بسياري از مردم هم كه مشغوليات روزمره خود را با نحوه بازتاب موفقيتها و ناكاميهاي دولت مقايسه ميكنند از ارائه نمونه در اين مورد بينياز هستند. اما روند جديد كه با تخريب روزنامههاي منتقد دولت آغاز شده است بايستي در نخستين گامها براي مردم افشا شود. اين مقاله نيز تنها با اين هدف نوشته شده است.
در
برنامه 20:30، آفتاب يزد متهم به كمكاري در موضوع غزه شد و نهايتا ادعا گرديد كه در 10 روز گذشته، جز يك بار در صفحه اول روزنامه توجهي به حوادث غزه وجود نداشته است. اين ادعا درحالي مطرح شد كه همان روز پنجشنبه از چهار خبر مهم در بالاترين قسمت صفحه، يك خبر مربوط به اظهارات رئيس سابق صدا و سيما - علي لاريجاني- در نشست اضطراري مجالس كشورهاي اسلامي و تاكيد او بر لزوم قطع روابط دولتهاي اسلامي با اسرائيل و خبر دوم در مورد ممانعت اسرائيل از پهلوگيري كشتي امدادرساني ايران در سواحل غزه بود.سرمقاله روزنامه نيز در همين روز به موضوع غزه ميپرداخت.
همچنين علاوه بر روز دوشنبه كه تصوير نخست صفحه اول مربوط به تظاهرات گسترده در اروپا بر عليه اسرائيل بود، در تمام روزهاي هفته جاري هر روز حداقل يك خبر و در بعضي روزها دو خبر از پيشاني روزنامه به حوادث غزه اختصاص داشت. البته شيفتگان دولت حق دارند كه سرمقاله روزنامه را نبينند زيرا در آن، انتقادات ملايمي به دولت نيز وجود داشت. آنها همچنين حق دارند تصوير نخست روزنامه در روز دوشنبه را نديده باشند زيرا درست در كنار اين عكس، سرمقاله انتقادي نسبت به افزايش بي سر و صداي نرخ سود بانكي توسط دولت - عليرغم تبليغات گسترده قبلي در مورد كاهش نرخ- چاپ شده بود .
انتقاد احمدينژاد از قطعنامه شوراي امنيت و خبر مرتبط با تلاشهاي لاريجاني براي حل بحران غزه هم كه روز يكشنبه در بالاترين قسمت روزنامه چاپ شده بود احتمالا تحتالشعاع تيتر نخست روزنامه قرار گرفته كه بحث عبور اصولگرايان از احمدينژاد را مطرح ميكرد. تيتر انتقادي روزنامه نسبت به قطعنامه ضعيف شوراي امنيت در برابر جنايات اسرائيل در غزه كه در روز يكشنبه به چاپ رسيده بود هم به چشم سناريونويسان رسانه ملي نيامده است؛ لابد به خاطر آنكه تصوير دو رقيب انتخاباتي احمدينژاد در زير همين تيتر وجود دارد! درخصوص چشم بستن بر دو تيتر مهم روز سهشنبه - درخواست قطر و تركيه براي تحريم و قطع مذاكرات با اسرائيل و اعتراض به بازداشت خبرنگار العالم در اسرائيل- هم حق با سناريونويسان برنامه 20:30 است، زيرا در پايين اين دو تيتر، اظهارات محمد خوشچهره چاپ شده بود كه <رسانه ملي توجيه نواقص را در دستور كار خود دارد.> فتواي مقام معظم رهبري مبني بر <تحريم واردات، خريد و فروش كالاهاي صهيونيستي> و نيز تيتر و تصوير مربوط به گردهمايي مديران رسانههاي ايران در دفترحماس در تهران كه روز چهارشنبه در بالاترين قسمت صفحه اول روزنامه منعكس شده بود هم اگر از چشم مسئولان صدا و سيما مخفي مانده است باز هم حق را به آنها ميدهيم زيرا اظهارات انتقادي كروبي به خاطر مخفي نگهداشته شدن اخبار ناكاميهاي اقتصادي و نيز انتقاد سخنگوي قوهقضائيه از دولت، به فاصله چند سانتيمتري از اين دو خبر چاپ شده بود.
البته لازم است بر اين نكته تاكيد شود كه صدا و سيما را در جايگاهي نميبينيم كه يك رسانه مستقل را به محاكمه بكشاند و اگر قرار باشد يك رسانه، بابت كمكاري خود مورد سوال قرار گيرد قطعا اولويت نخست، پرسشگري از صدا و سيماست كه <چرا در انعكاس مشكلات واقعي مردم و ناكاميهاي اقتصادي، مديريتي و فرهنگي دولت، كمكاري ميكند؟> اما چون هنوز به بعضي مسئولان طراز اول رسانه ملي و انگيزه آنها براي تبديل <صدا و سيما> به رسانه مورد اعتماد مردم اميدواريم، نكات فوق را توضيح داديم شايد بتوانند از تعميق روندي كه ظاهرا تنها هدف آن، حمايت از دولت و حمله به منتقدان آن به هر روش و با هر هزينهاي ميباشد جلوگيري نمايند. رسانه ملي حتي اگر قرار است سخنگوي تمام عيار دولت باشد بهتر است اندكي <خوش سليقگي> را نيز چاشني اين <سخنگويي> كند شايد بتواند در ماههاي باقيمانده تا انتخابات، رسالت اصلي خود را آنگونه كه آرزوي عدهاي ميباشد انجام دهد، اما دليلي وجود ندارد كه در اين ميان، مردم مظلوم غزه را قرباني كنند!
كساني كه به ناحق، روزنامههاي مستقل ايران را به كمكاري در موضوع غزه متهم ميكنند آيا ميخواهند به دنيا پيام دهند كه حمايت از غزه، يك عزم عمومي و مردمي در ايران نيست و تنها رسانههاي حكومتي و متعلق به بيت المال و بخشي از جرايد وابسته به جناح حاكم، حاضر به انعكاس مظلوميت مردم غزه ميباشند؟
نظر شما
دوستان
احمد:خودی ها با لغزشی ناخودی و حذف می شوند.آفتاب یزد هم با دفاع از خود،بر تکلیف اینکه چه بنویسید و چه ننویسید از مقامات بالا ، صحه گذاشته است
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::آفتاب یزد:اگر یکبار دیگر مقاله رابادقت بخوانید به این نتیجه خواهیدرسیدکه به هیچ وجه اعمال فشاربرای درج یا عدم درج بعضی خبرها آنهم با استانداردهای مورد نظر آن حضرات را به رسمیت نشناخته ایم.
الشتری:آنهایی که غیرمستقیم کارتبلیغات انتخاباتی انجام می دهند بیشترازتخریب گسترده ی عده ای علیه خاتمی درسال 76 از دستشان برنمی آیدو نتیجه اش هم دیدیم.
حامد:شماکه بایک انتقادکوچک چنین ناراحت شده وآسمان وزمین رابه محاکمه کشیدیدشایدکمی درانتقادازدیگران انصاف کنید.باتشکرازتصاویرنیم صفحه اول
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::آفتاب یزد:آیا به نظرشماطرح یک دروغ بزرگ وکشاندن آن به میلیونها خانه در داخل وخارج کشور-ازطریق رادیووتلویزیون-را میتوان یک انتقادکوچک دانست؟اگرچنین مسئله ای کوچک باشد پس چرا بعضی ازمقامات دولت نهم دربرابرانتقادات منتقدان که هیچیک ازآنها در رسانه به اصطلاح ملی وتریبونهای حکومتی منعکس نمیشودتا این حد عصبانی میشوند
فانوسی:اکثرمردم گوش به قضاوت های یک طرفه ی سیما نمی دهند و همه چیز را خوب تشخیص می دهند.
مرتضی:به این میگن رسانه ملی عدالت محور که کارش شده دفاع ازدولت عدالت محور
از نظر رسانه ملی هرکسی باانها نباشه بایدهزینه بده و تخریب بشه
حسینی:بهترین جواب شما همان سرمقاله خوب شما با عنوان از غزه غفلت نکنیم و غزه ما راغافل نکند بود که به نظر میرسد با مذاق بضیها در تعارض بوده !
رضا مشهدی:عملکردخیلی از کشورهای دیگردرموردغزه بهتر از دولتمردان ودانشجویان ایرانی بوده.این را شما نمیتوانید بنویسید ولی ازقول من انتقال دهید
صفير: به نظر من لزومي به پاسخ دادن آفتاب يزد به 20 و 30 نبود.مساله غزه چيزي نيست كه از آن براي مسايل سياسي و جناحي سوئ استفاده شود.
آرش:يك زماني براي 2030 زمان مي گذاشتم اما الحمدالله مدتي است كه ديگر وقت اين برنامه خبري برايم آزاد شده است بهتره كه اين آقايان هم وقتشون. .
علي:باور بفرمائيداكرأفتاب يزدبجاي روزنامه يك شبكه تلويزيوني بود بسیاری ازمردم هركز سراغ رسانه ملي !!! نميرفتند
حامد:مشکل از خودتان بود که در فرصت ایجاد شده درخانه میلیونها ایرانی و خارجی نتوانستید از عملکرد ضعیف خوددرباره غزه دفاع کنید..>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>آفتاب یزد:شاید هم اشکال ازکسانی بود که جرأت نکردند مصاحبه رابصورت کامل پخش کنند.همچنین به شماتبریک می گوییم که میتوانید همزمان سخنگویی دولت وصدا وسیما را به عهده بگیرید