برخي از بحرانهاي هويت، نوپيدا و زاييده عصر و تمدن جديد استكه شاخصترين آنها عبارتند از :
1 - سنت و تجدد: از چالشهاي بزرگ انسان معاصر تحير ميان سنت و تجدد است . تمدن نوين بسياري از هنجارها و نگرشهاي دنياي پيشين را كه جزء هويت آدمي محسوب ميشده، به چالش كشيده و تعارض پارهاي از عناصر تمدن جديد و مدرنيته با معيارهاي اعصار پيشين از يكسو در درون آدمها بحران آفريده است و از سوي ديگر، ميان بخشهاي گوناگون دنيا و كشورهاي پيشرفته و كشورهاي در حال توسعه جدايي افكنده و منشاء بروز بحرانها شده است. يكي از مقولات عصر تجدد، گسترش ترديد و نسبيت گرايي مطلق در معرفتشناسي و اخلاق است كه توليد كننده نابسامانيها و بحرانهاي دروني فراواني است و اين همان مسيري است كه علم و اخلاق آن را طي كرده است . عقلانيت الهي و ايمان ديني از پايههايي هستند كه تا حد زيادي ميتوانند اين بحران را مهار سازند و آرامش و هويتسالمي را به نسل امروز ارزاني دارند.
2 - سيطره ماشين و اقتضائات آن: از جمله بحرانهاي زاييده عصر جديد كه هويت آدميان را نيز بحرانزده ميسازد، پديده فنآوري جديد و ماشين و اقتضائات روان شناختي و اجتماعي آن است، فنآوري و ماشين ضمن آن كه پديدهاي سودمند براي بشر بوده است، با اين حال رشد و توسعه آن موجب نوعي خود بيگانگي انسان از خويشتن و دور افتادن آدمياز طبيعت ناب و سيطره كميت وحاكميت روح خشونت شده است . البته همه اين اموردر هويت آدمي به ويژه در روح جوان، طوفانزا و بحران آفرين است .
3 - عصر ارتباطات و جهاني شدن: شتاب تحولات زمانه و گسترش ارتباطات و انفجار اطلاعات در دهههاي اخير و نيز دگرگوني هاي عظيم در جغرافياي سياسي، بر سرعت حركت به سمت دهكده جهاني و جهاني سازي افزوده است، اما جهاني سازي داراي دو قرائت است؛ بنا بر يك قرائت - كه متاسفانه تا حد زيادي هم رواج دارد و در شمال بيشترمورد نظر است - جهاني سازي يعني برتري تمدنهاي خاص و اضمحلال هويتهاي ديگر در آن . البته اين امر، هم مولد بحرانهاي اجتماعي و هم بحران هويت در ميان نسل جديد در جنوب و حتي اروپاست و چاره مشكل، ارائه، تقويت و تثبيت قرائت دوم از جهاني شدن است و آن عبارت است از قرائت متعادل و سنجيدهاي از جهاني شدن كه در آن تمدنها و فرهنگها پذيرفته شود و هويتها و مقولات فرهنگي ملتها نفي نشود و در صدد تحميل معيارها و ارزشهاي واحد به صورت اجبار و يك جانبه بر نيايند. بايد بر اين نكته تاكيد كرد كه شتاب تحولات اين عصر و جهش به سمت وضعيتهاي نوين، هم وضعيت هويتشمال به ويژه بخش اروپايي آن را متزلزل و بيثبات ميكند و هم هويت جنوب را دستخوش بحران ميكند. بايد توجه داشت كه به دليل پيوستگي اقليمها و مناسبات نزديك فرهنگها با شتاب فزاينده، بحرانهاي اجتماعي و شخصيتي و هويتي در هر گوشهاي از دنيا بالقوه ميتواند برهمه جهان تاثيرات پايداري بر جاي نهد و انديشه جزيرههاي از هم جدا، امروز نميتواند مطلوب هيچ جامعه و فرهنگي باشد.
4 -احساس عدم ثبات و امنيت: در نتيجه آنچه به آن اشاره شد اصولا تمدن جديد ضمن دستاوردهاي بسيار مثبت، زمينه را براي يك عصبيت فراگير و احساس قرار گرفتن در پرتگاه جهاني فراهم آورده است، امري كه مطمئنا نسل امروز را دچار بحران هويت و احساس تزلزل و عدم ثبات ميكند . بيترديد راه حل معضل را در تلطيف روح بشر و ترويج فرهنگ معنوي بايد جست و جو كرد .دراين ميان مسئله سلاحهاي كشتار جمعي، تروريسم و تخريب محيط زيست از جايگاه ويژهاي برخوردار هستند و چنانچه مواجهه اي آگاهانه و عادلانه و فراگير و ژرف با آنها به عمل نيايد، آسيبهاي فراواني ميتواند به بار آورد . اينك كه چارچوب و طرح مورد وفاق دربرابر آنها وجود ندارد، در ذهنيت و هويت آدمي و نسل امروزبحرانهاي جدي به ارمغان آورده است.
5 -خانواده: تغييرات اجتماعي و اقتصادي، تحولاتي در نگرش به خانواده و زن پديد آورده است كه گرچه دستاوردهاي خوبي را داشته، اما از سوي ديگر كانون خانواده را كه جايگاه انسان سازي و عاطفهپروري است، بسي لرزان و نابسامان ساخته است و اين حقيقت، در بحران هويت نسلي كه در اين بستر رشد مييابد تاثيري به سزا ميگذارد، نسلي كه در خانوادهاي اصيل و پر مهر و عاطفه پرورش يابد از احساس هويت مثبت و شخصيت متعالي برخوردار خواهد بود و چنانچه افرادي بيريشه در خانوادهاي استوار پرورش يابند، بيترديداز هويتي بحرانزده مصون نخواهند بود. اديان الهي و دين اسلام بر اصالت و صيانتخانواده تاكيدي تام دارند و هماهنگسازي زندگي مدرن با معيارهاي استحكام و اصالت خانواده نيازمند كوششهاي عملي جديد و توافقهاي بينالمللي است.